سلبریتی ها گناهکار هستند یا بیگناه ؟
در دنیای ارتباطات اجتماعی مردم باید در محل اتفاقات باشند و طبق روال از وقایع داخلی توسط شبکه های اجتماعی گوناگون و رسانه های رسمی صوتی و تصویری از آخرین وقایع و مستندات باخبر میشوند.
به گونه ای که کشاورزان در دور افتاده ترین روستاها از وضعیت آب و هوایی هفته های آینده و برخی مواقع از عدم بارش طی ماههای آینده دقیق باخبر میشوند ، چون نیاز کشاورزی دانستن گزارشها اب و هوایی هست ، پس برای دانستن اوضاع جوی گزارشها تازه را دقیق مرور و از کم و کیف وقایع و اتفاقات کوچک و بزرگ خواسته و ناخواسته با دنبال کردن خبرهای منتشر شده مطلع هستند و کمتر دچار خبرهای منتشر شده غیر رسمی و مسموم میشوند .
اما:
در دنیای مدرن ، که شاخصه های علمی و هنری و ورزشی زندگی میکنند نیاز به دانستن گزارشها نوین دقیق از تحولات داخلی و یا آب و هوایی ندارند ، اونها طبق سلایق خود از اینترنت و دنیای شیرین مجازی لذت میبرند و گزارشها مسموم و نادرست هم توسط هوش مصنوعی به خورد آنها داده میشود ، دیگه میلی برای دنبال کردن گزارشها رسمی ندارند پس تحولات سیاسی و اقتصادی رو هم نیاز ندارند دنبال کنند . چون به آنها باورانده شده که خبرهای منتشر شده رسمی دولتها دروغ و سانسور میباشد.
حالا چون در آمد این قشر مانند در آمد کشاورز ، بسته به قطرات باران و آب و هوا و دادهها مهم جوی نیست پس نیازی هم نیست که بیانات و گزارشها بهروزی که رسانه ها در اختیار آنها قرار میدهند را باور کنند ، چون آنها واقعا لقمه نانی را به سختی به کف نمیآورند و قدر ریال به ریال آن را نمیدانند و مراقب هم نیستند که تحولات منطقه ای باعث ویرانی تولیدات آنها بشود و مانند کشاورزی و تولیدات آنها لازمه گزارشها درست نیست ، چون اینها قشر توانند و مرفه جامعه که در آمد آنها از حمایتهای اجتماعی مردم در شبکه های اجتماعی گوناگون است مانند سلبریتی ها و ورزشکاران و سیاست مداران و سردمداران احزاب و گروههای مختلف تجاری و مغازهداران و عرضهگاه های زنجیره که از قرارداد های کلان تغذیه میشوند دیگه هیچ محدودیتی در مخارج ندارند ، و فکر میکنند همه طبقات جامعه مانند آنها راحت به چنین ثروتی دست مییابند و دیگه مثل قشر کشاورز و کار مند در آمد خود را محاسبه شده نیاز نیست خرج کنند .
اینها در وقایع و اعتراضات همیشه پرچمدار هستند ، در واقع فکر میکنند که چون حامیان زیادی دارند پس باید برای دلخوشی آنها حرفهایی بزنند که در حمایتهای اجتماعی عقب نمانند ، لذا هرکدام در کانالها و پیج های خود اظهار نظراتی میکنند که هیچ منطق و تحقیق و پژوهش در آن مورد ندارند ، در واقع از قانون کپی پیس استفاده میکنند .
ضمن اینکه هیچ منبع معتبری هم پشت گفتارشان نیست ، پس با اطمینان جامع حرفی را منتشر میکنند یا اقداماتی علیه جریانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی راه میاندازند که حامیان آنها راحت بپذیرند ، حالا این حامیان یا بخاطر هیجان و علاقه به رفاه اینها را دنبال میکنند یا بخاطر الگو برداری آنها ست
حامیان سلبریتی ها حتی اگر از قشر ، فرزند کشاور هم باشند منابع شرحی پدر و خانواده را قبول ندارند چون الگوی آنها همان سلبریتی ها هستند پس اعتماد آنها به رسانه های زردیست که سلبریتها معرفی میکنند و هشتکهایی را فعال میکنند که همراه با سلبریتی های معتبر دیده شوند و هیچ به پیامد های آن توجه ندارند .
لذا اوضاع یک کشور به راحتی دستخوش تحولاتی میشود که سرمایه های ملی و مذهبی و علمی کشور را به ورطه نابودی میکشاند و باعث اختلال در زندگی عادی مردم جامعه و کندی ارتباطات اینترنتی و درخروجی فشار بین الملی بر روند اجرای قوانین دولتی میگردد .
همه اینها از بیسوادی رسانه ای هست.
جالب است بگویم سطح سواد افراد کشاورز و کارمند که گزارشها و تحولات منطقه را از زبان کارشناسان و محققان داخلی توسط شبکه های رسمی دنبال میکنند بسیار بیشتر از آنهایی است که موجسواری جو ناپایدار زرد و سمپاشی رسانه ای را باور دارند است .
حالا راه حل چیست ؟
تنها راه برون رفت از این بحرانها
به اینصورت که هرکس که بالای ده هزار نفر دنبال کننده در فضای مجازی دارد باید در کلاس ارتباطات اجتماعی و سواد رسانه ای در همان منطقه که زندگی میکند شرکت کند ، البته به صورت حضوری و دقیقا آکادمیک و رسمی چون اگر این کلاسها غیر حضوری باشد راه های زیادی برای دور زدن وجود دارد . مدرسین نیز باید افراد توانمند با گرایشات ملی و مذهبی باشند که این دوره ها را تخصصی برگذار کنند ، و در اجرای این دوره ها هیچ مماشاتی نکنند .
اگر این کلاسها ماهانه یک ساعت و نیم با هزینه خود افراد شرکت کننده برگذار بشه و مجوز فعالیت های آنها منوط به گذراندن دوره ها در هر ماه باشد دیگه شاهد این همه تخریب و تشنج و کمکاری فرهنگی و اغتشاشات عمومی و اعتراضات ناحق نخواهیم شد .
در مورد اعتراضات ناحق مطلب مجزا خواهم نوشت .
#سوادرسانهای #سلبریتی #جنگ #اموزش #حمایت
برچسب:
نویسنده: فاطمه پورعلی